کد خبر : 712
تاریخ انتشار : شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۵

حجت الاسلام دکتر سبحانی: بدون امام و امامت، جایگاه قرآن به درستی شناخته نمی شود

حجت الاسلام دکتر سبحانی: بدون امام و امامت، جایگاه قرآن به درستی شناخته نمی شود

به گزارش روابط عمومی انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه، حجت الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی در دومین روز از دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه که در روز چهارشنبه ۲۷ مرداد در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان که به همت انجمن کلام حوزه – دفتر اصفهان برگزار گردید به بررسی رابطه‌ کتاب و امام

به گزارش روابط عمومی انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه، حجت الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی در دومین روز از دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه که در روز چهارشنبه ۲۷ مرداد در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان که به همت انجمن کلام حوزه – دفتر اصفهان برگزار گردید به بررسی رابطه‌ کتاب و امام از دیدگاه اصولیان شیعه پرداخت.

حجت الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی نائب رئیس انجمن کلام اسلامی حوزه در توصیف دیدگاه اصولیان شیعه درباره رابطه کتاب و امام  گفت: در کتب روایی شیعه یکی از ادله ای که همواره برای اثبات ضرورت نیاز به امام بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدان استناد شده است آن است که مسلمانان بدون وجود امام در فهم قرآن دچار اختلاف خواهند شد. به عنوان نمونه در کتاب الحجه کافی آورده شده که امام قیّم القرآن است. امام عدل، محقِق، مبین و حافظ قرآن است و بدون امام و امامت، جایگاه قرآن به درستی شناخته نمی شود.

وی در ادامه افزود: به دلیل نوع بحثی که در میراث کلامی حدیثی ما در این بحث وجود داشته، عنوان رابطه کتاب و امام را عنوانی رساتر و دقیق تر نسبت به رابطه قرآن و سنت می دانیم.

ایشان در تبیین دیدگاه های مختلف درباره رابطه کتاب و امام اظهار داشت: چهار دیدگاه مهم و رسمی در این بحث طرح شده است؛ ۱- قرآن بسندگی به این معنی که ما در فهم کل یا بخشی از دین به امام نیاز نداریم. ۲- قرآن بسندگی در فهم و تفسیر. این نظریه، دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی است که مدعای اصلی آن آنست که مضمون ظاهر قرآن – آن چه قرآن در پی افاده ی اولیه ی آن است- را خود قرآن به تنهایی می رساند .

رئیس پژوهشکده کلام اهل بیت علیهم السلام پژوهشگاه قرآن و حدیث در ادامه سخنان خود افزود: دو قرائت از این نظریه وجود دارد که یکی در پی اثبات عدم نیازمندی به غیر قرآن برای فهم قرآن است و  دیگری مراجعه  به غیر قرآن در فهم قرآن را از اساس صحیح نمی داند که البته ادله و تعابیر علامه متحمل هر دو قرائت است. نکته مهم آنست که این که ما در فهم قرآن به سایر کتاب هم مراجعه کنیم امری بدیهی است و اگر علامه فقط این را بگوید، حرف جدیدی نزده اند بلکه نظرگاه ایشان فراتر از آنست و در پی اثبات عدم مراجعه به قرآن در فهم ظواهر قرآن است.

وی ادامه داد:دیدگاه سوم؛ دیدگاه سنت بسندگی که دیدگاه اخباریان است بدین معنی که ما هیچ فهمی از قرآن نداریم مگر با روایات. البته تعابیر استرآبادی متفاوت است و متحمل معانی مختلفی است؛ اما سرانجام این مطلب استفاده می شود.

ایشان در تبیین دیدگاه چهارم گفت: دیدگاه چهارم، حجیت توأمان کتاب و سنت که این دیدگاه از مجموعه ی آراء اصولیان استفاده می شود. البته این دیدگاه مدون نشده بلکه ادعا این است که اصولیان در رویه استنباطی خود طوری عمل کرده اند که اگر بخواهیم آن را تئوریک کنیم به این روش می رسیم. مدعای اصلی این دیدگاه آنست که فهم قرآن و سنت در گروی یک دیگر است. وحی قرآن، وحی نبوی، سخن امام و… همه یک پارچه است و برای نسبت دادن یک مطلب به دین باید همه ی این موارد ملاحظه و بررسی عالمانه شود.

مدیر عامل بنیاد فرهنگی امامت در ادامه افزود: پیش از تبیین اصل نظریه اصولیان برای فهم بهتر آن ذکر چند مقدمه لازم است. نخست اینکه در کدام بخش از معارف قرآن است که نیازمند به حضور امام هستیم؟ معارف قرآن در یک تقسیم کلان به دو بخش تنبیهیات و تعلیمیات تقسیم می شود. تنبیهیات امر عقلی، تاریخی، تجربی و… است؛ معارفی که منابع مستقل برون وحیانی دارند و وحی آن را به انسان تذکر می دهد. نکته مهم آنست که بحث اصولیان در تعلیمیات قرآن است. منبع اصلی در این موارد خود قرآن  به همراه امام است.

ایشان در تبیین این سوال که، مهم اینکه آیا در این موارد قرآن می تواند مستقل عمل کند؟ گفت: مقدمه دوم در پاسخ به این سؤال است که آیا این نظریه ناظر بر ارتباط شأنی کتاب و امام است یا ارتباط فعلی؟ در پاسخ باید گفت هر نظریه ی روش شناختی اول باید نظریه ی شأنی خود را بدهد و بعدا وارد تطبیق شود. در این بحث نظریه ی شأنی می گوید ما باید به امام مراجعه کنیم. حال بر اساس این الگوی پایه تصمیم می گیریم که در عصر غیبت که دسترسی معمول به امام از دست رفته، بخشی از اخبار از بین رفته و… در این شرایط باید با تنظیم قواعد بر پایه نظریه شأنی، نظریه فعلی را تبیین کنیم که در این عصر چگونه باید به امام مراجعه کرد؟ آیا می شود به خبر ثقه مراجعه کرد؟ باید دقت داشت علامه ی طباطبایی نیز نظریه ی شأنی خود را ارائه کرده است و این که ایشان توانسته این نظریه را در مقام عمل پیاده کند یا نه، بحث دیگری است. آخرین مقدمه هم بیانگر آنست که رابطه میان کتاب و امام همان رابطه ای است که میان کتاب با نبی وجود دارد.

حجت الاسلام دکتر سبحانی در ادامه به تبیین نظریه رابطه توأمان کتاب و امام پرداخت و گفت: ابعاد این نظریه عبارتست از اینکه

۱-    در این دیدگاه ظاهر کتاب فی الجمله از آن جهت که ظاهر قرآن است حجت است. این بخش نظریه کاملا در مقابل دیدگاه  اخباریان است.

۲-    برای فهم کامل، جامع و دقیق ظواهر قرآن و نه تأویل می توان به قول امام و نبی مراجعه کرد. و برای مراجعه به امام نه محذور عقلی نه شرعی و نه روش شناختی وجود ندارد. این بخش در مقابل دیدگاهی است که می گوید به دلیل وقوع دور، برای فهم قرآن نمی توان به امام و نبی مراجعه کرد.

۳-    برای فهم کامل ظواهر وحی قرآنی مراجعه به وحی نبوی و علوی ضروری است.

وی افزود: در نتیجه بر اساس این دیدگاه برای فهم صحیح ظواهر قرآن باید دو کار کرد: الف) تفحص کامل در آیات قرآن ب) توجه به نظر امام و نبی و وحی نبوی و علوی که در غیر این صورت به فهم حجت نخواهیم رسید.

دکتر سبحانی  در ادامه به بیان ادله خود بر اثبات دیدگاه رابطه توأمان کتاب و امام پرداخت و گفت:   ارجاعات فراوان قرآن به نبی و امام در فهم کتاب بیانگر آنست که هیچ دلیلی برای قرآن بسندگی در فهم وجود ندارد. با توجه به آیات، قرآن خود را کتابی غیر خود آموز و درسی معرفی می کند که باید نظر استاد و معلم در کنار آن باشد تا فهم مخاطبین از آن حجت باشد.

وی گفت: بر این مطلب شواهد متعددی وجود دارد. نخست آیاتی است که نقش رسول را در فهم قرآن تبیین می کند مانند أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ . دقت در این آیه می فهماند که قرآن ۲ مخاطب دارد: پیامبر قبل از تبیین و عموم مردم بعد از تبیین کتاب توسط نبی اکرم (ص). حال باید گفت اگر مردم به تنهایی متوجه ظواهر قرآن می شوند، تبیین لغو است چرا که حداقل نیاز ما این است که امام و نبی بگوید کدام آیه دیگری را تفسیر می کند؟

ایشان در ادامه افزود: شاهد دوم حدیث متواتر و متفق ثقلین است که نشان می دهد، مراجعه ی تنها به قرآن کافی نیست. آیا با وجود حدیث ثقلین که صراحتاً اشاره به «معیت» کتاب و عترت دارد، قرآن بسندگی یا سنت بسندگی اعتبار لازم را دارد؟ شاهد بعدی آنست که قرآن این کتاب ما بین الدفتین نیست بلکه در آیات قرآن وقتی از فلسفه ی رسالت صحبت می شود، اول از رسول سخن گفته می شود و قرآن در خدمت رسول است. رسول است که با تعلیم قرآن تزکیه می کند نه کتاب تنها.

ایشان تأکید کرد: آخرین شاهد هم آنست که هر جا در روایات و اخبار از حجت ظاهر در مقابل عقل که حجت باطن است، سخن گفته می شود، تعبیر رسول و امام آورده شده است. ان لله علی الناس حجتین. دلیل دوم بر صحت این نظریه وجود متشابهات در قرآن است که اساسا ناقض خودبسندگی قرآن است.

حجت الاسلام سبحانی افزود: وجود مفاهیم کلیدی و واژه های غریب قرآنی که در قرآن معنا نشده و با قرآن به تنهایی قابل توضیح نیست نیز خود دلیل محکمی بر این درستی این دیدگاه است.

وی ادامه داد: معنا کردن مفاهیمی چون ماء، عرش و حتی معانی مختلف واژه کتاب از درون قرآن ممکن نیست.

استاد سبحانی سیره  عملی ائمه علیهم السلام  را دلیل دیگری بر اعتبار این دیدگاه دانست و گفت: از ائمه علیهم السلام درباره آیات قرآن سوالات متعددی شده و حضرات بدون استناد به قرآن، ظاهر آن را معنا کرده اند. در مقابل مواردی که حضرات سوال قرآنی را به قرآن پاسخ داده اند شاید بیشتر پنج، شش مورد نباشد. همچنین پیامبر قبل از نزول همه ی قرآن و تکمیل آن، آیات را برای مسلمانان توضیح می داده اند. که این خود نشانگر آنست که در فهم قرآن می توان به قول معصوم مراجعه کرد. آخرین دلیل بر این دیدگاه هم روایات فراوانی است که در آن ائمه نقش امام (ع) را در برابر قرآن اعلام کرده است.

استاد سبحانی در ادامه به نقش های متعدد امامان در برابر قرآن اشاره کرد و اظهار داشت: از مهم ترین نقش های ائمه در برابر قرآن، حفظ و صیانت کتاب است. قرآن آیاتی است که به صورت شفاهی نازل شده و بعد جمع آوری شده است. اگر صحابه اختلاف کنند که آیا فلان کلمه در آیه هست یا نه، چه کسی می تواند داوری کند؟

 وی گفت: اساسا مهم ترین دلیل عدم تحریف قرآن قول امام است. زیرا اگر امام نباشد حفظ همین قرآن هم در خطر است. یعنی امام است که برای ما قرآن را حجیت می بخشد. رجوع به خود قرآن برای اثبات عدم تحریف که مستلزم دور است. از نظر تاریخی هم که ادله عدم تحریف بسیار ضعیف است. بنابراین استدلال ما تنها این است که امام صادق علیه السلام فرمودند قرآن همان قرآن پیامبر است و تنها چیزی که عدم تحریف قرآن را ثابت می کند، سخن امام است.

ایشان افزود: ارجاع درون متنی توسط امام و روشن ساختن معانی تصوری واژگان کلیدی قرآن، دومین نقشی است که امام در برابر قرآن به عهده دارد.

دکتر سبحانی در ادامه گفت: اگر کسی بخواهد خودش ارجاعات درون متنی قرآنی را درک کند، دست کم یک پیشفرض دارد که «همه ی واژگان مشترک قرآن، مشترک معنوی هستند». از این رو لازمه ی تفسیر قرآن به قرآن هم این است که بگوییم کلمات قرآنی مشترک معنوی اند. باید گفت معنای ماء، عرش، کتاب و… در تمام آیات یکی است که البته  شواهد بسیار زیادی این پیشفرض را باطل می داند. زیرا اساسا اگر می گوییم قرآن متن مادر است – به این معنا که از لفظ متداول استفاده می کند ولی از معنای متداول نه – و شاهکار بودن قرآن را به این می دانیم، این نکته کاملا دست ما را در ارجاعات درون متنی قرآن می بندد چرا که تنها امام است که از این تحول معنایی واژگان توسط قرآن آگاه است و می تواند ما را بدان راهنمایی کند.

وی افزود: نقش دیگر امام در برابر کتاب تبیین معانی تصدیقی قرآن اعم از مراد استعمالی و مراد جدی آیات است. هر گوینده ای وقتی عبارتی می گوید، یک مراد ظاهری دارد که همان چیزی است که می گوید، و یک مراد جدی و اصلی. ترکیب های واژگانی در قران کریم در بسیاری موارد نیاز به توضیحات اهلبیت (ع) دارد. دین نظام اندیشه ای خاص خود را دارد و ترکیب واژگانی قرآن نیز منظور خاصی را می رساند. قضا و قدر و اراده و… مفهوم خاص خود را دارد از این رو نمی شود مفهوم اراده را از بیرون کتاب و مقصود متکلم گرفت و آیه را توضیح داد. به عنوان مثال مراد جدی خداوند را از آیات «لله الامر من قبل و من بعد» «یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب»  تنها به کمک امام معصوم و روایات او می توان دریافت کرد.

ایشان تأکید کرد: بر پایه ی همین نکته یکی از آزمون های جدی اصحاب برای شناخت امام، تفسیر قرآن است. بدین معنا که تنها امام است که می تواند کتاب را به گونه ای تفسیر کند که هم خود آیه و هم در مجموعه ی آیات معنا دهد و نظامی منسجم از مفاهیم قرآنی به دست دهد. در مقابل دیگران که وقتی تفسیر می کنند به تناقضات جدی بر می خورند.

حجت الاسلام سبحانی در ادامه گفت: این دیدگاه با توجه به مجموع قواعدی که اصولیان شیعه برای فهم کتاب مقرر کرده اند به آنان قابل استناد است. به عنوان نمونه در نظرگاه اصولیان اولا روایات به عنوان قرینه منفصله در تخصیص، تقیید و فهم ظواهر کتاب مورد مراجعه قرار می گیرد و ثانیا غالب دانشمندان علم اصول حکم کتابی را توسط روایات قابل نسخ می دانند.

رئیس قطب تعمیق ایمان دینی دفتر تبلیغات اسلامی در پایان به اشکالاتی که در مسیر رجوع به روایات در تفسیر قرآن وجود دارد، پرداخت و گفت: در صورت پذیرفتن نظریه شانی قرآن بسندگی در فهم، اشکال کلامی بزرگی در رابطه کتاب و امام به وجود می آید و آن عدم نیاز به امام بعد رسول خدا (ص) و به ویژه در زمان غیبت است.

وی افزود: همچنین سیتماتیک بودن روایات، رجوع سیستمی به آن را ضروری می سازد که اینگونه مراجعه به روایات تفسیری جبران بسیاری از ضعف های سندی و محتوایی روایات را می کند. از سوی دیگر ابدا این گونه که تصویر شد، روایات ما ضعیف نبوده و نیست به ویژه اگر مبنای اعتبار سنجی ما در روایات مبنای موثوق الصدوری باشد.

ایشان ادامه داد: در مورد اخبار عرض هم باید گفت در نگاه اصولیان فهم حداقلی از قرآن به هیچ نحو انکار نمی شود. بنابراین آن چه از روایات با فهم ابتدایی ما از ظواهر قرآن در مخالفت است کنار گذاشته می شود. روایاتی هم که موافق ظواهر قابل فهم است، می پذیریم. اما دسته عظیمی از روایات است که در قرآن از محتوای آن طرح بحث نشده که این روایات هم مورد پذیرش قرار می گیرد چرا که نمی توان از این روایت «ما خالف القرآن لم نقله» چنین برداشت کرد که فقط روایاتی را که محتوای آن عینا در قرآن آمده بپذیرید زیرا این یعنی اصلا هیچ نیازی به روایات امام معصوم ندارید.

لازم به ذکر است دومین دوره مدرسه تابستانی کلام امامیه با موضوع تبیین ابعاد نظریه امامت در روزهای ۲۶ تا ۲۸ مرداد سال ۹۵ با حضور جمعی از اساتید برجسته کلام از جمله حجج اسلام آقایان دکتر برنجکار، سبحانی، قاضی زاده، خسروپناه، قدردان قراملکی، صفری فروشانی، نصیری و … به مدت سه روز از سوی انجمن کلام اسلامی حوزه در مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان برگزار می شود.

اضافه کردن نظر

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.